close
تبلیغات در اینترنت
در دست تعمیر مهدی عج
مهدی عج
تو خیابون که راه می رفتم ناخداگاه چشمم میفتاد به خانم هایی که بدحجاب بودند. ازین وضع حسابی ناراحت و عصبی می شدم و سرم رو مینداختم پایین و افسوس…
با سلام و خسته نباشید ... به سایت خود خوش آمدید... جهت حمایت از ما در پنجره چت پایین و همچنین در سایت عضو شوید .... باتشکر فراوان .................................... در زیر هر پست می توانید مطالب ما را پسند یا عدم پسند نمایید .............................ما منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستیم
برای کنترل کامل بر موزیک زیر نیاز به فلش پلیر دارید دانلود کنید

از موزیک خوشتان آمد؟ دانلود کنید

سلام. سلام حدیث غروب های دلتنگی انتظار. سلام واژه گم شده الفبای بیقرار. سلام تمنای دل های تاول زده جاده های فاصله. سلام بهانه گریه های ابر های آسمان منتظر. سلامی چو بوی بد بی وفایی...

قبول دارم بی وفاییم مولا جان. بی وفاییم که بیشتر از تو به فکر یارانه آخر ماهمان هستیم. بی وفاییم که کودکی مان گل می کند و به دنبال زرق و برق های مغازه های چشم چرانی دست تو را رها می کنیم و ... گم می شویم.

گم می شویم و می مانیم. می مانیم و نمی آییم. نمی آییم و تو برای آمدمان دعا می کنی. می بینی آقاجان گم شدن خودمان راهم گردن تو می اندازیم؟ قبول کن بی وفاییم. بی وفاییم که تو را سال ها در میانه زمان رها کرده ایم و چشم در آینه خیال دوخته ایم که شاید تو بیایی. خنده دار نیست؟ برای آمدنت هم شاید و اگر و اما می کنیم.

اصلاً شما چرا بیایی؟ نمیدانم چرا برای آمدنت دعا می کنیم. عیب اینجاست که باید برای آمدن خودمان دعا کنیم. اگر عیب از ما نبود اینقدر ندبه هایمان بوی نم نمیداد. حقیقتش را بخواهی دل خوش کرده ایم به چهل عهدی که باتو بسته ایم. باتو چهل عهد بسته ایم و عهد باتو ماندن را خوب می شکنیم.

آقاجان باور کن کوچه پس کوچه های قلبم را که جستجو کنی نشانی خودت را نخواهی یافت. پر شده ایم از آدرس اشتباهی خیابان ریا و کوچه تظاهر. گاهی هم می خوریم به بن بست گناه. اگر خیابان سالمی هم هست بی شک پر است از چاله و چوله. دیروز حوالی خیابان خیال تو تابلو زده بودند کارگر ها مشغول کارند و راه رسیدن به تو را اشتباهاتمان خراب کرده بود.

امام زمان

رفتگر قلبم می گفت انگار فصل خزان زود رسیده است. برگ های سبز امیدت را دیروز در کنار جوی آب گذر زمان جارو کردم. ولی اگر چشمه اشکت جاری شود شاید تن خشکیده رگ های حیاتت جان دوباره ای بگیرد و درخت امیدت جوانه بزند.

بگذریم آقا جان، خودمانیم صدای قدم های انتظارت کمرنگ شده است. خبری در راه است؟ نسیم دیروز می گفت بوی پیراهن یوسف را از چمنزار اطراف کنعان استشمام کرده است.

میدانم که خودت هستی. میدانم که با دیدنت قلب های ما می شکفد. می دانم که با دیدنت آسمان تیره پلک هایمان نمایان خواهد شد. می دانم طوفان اندوهمان فروخواهد نشست. می دانم می آیی و یاس ها دوباره از دل کوچه های تنگ جوانه می زنند. می دانم می آیی و حس تنهایی تمام لحظه های بی توبودن را پر خواهی کرد.

پس رخ بنما که جهان تشنه ی دیدار توست. مدت ها روزه دار ندیدنت هستیم و فالگوش ایستاده ایم که ببینیم صدایی از کنار کعبه دل خواهد آمد؟ به هر حال اینجا زمان به وقت تو تنظیم شده است. دارد زمان بیدارکردنمان دیر می شود...







برچسب ها:
علیرضا باغبانیان این مطلب را منتشر کرده

تو خیابون که راه می رفتم ناخداگاه چشمم میفتاد به خانم هایی که بدحجاب بودند. ازین وضع حسابی ناراحت و عصبی می شدم و سرم رو مینداختم پایین و افسوس می خوردم.

دلم میخواست یک کاری کنم اما چه کاری از دستم بر میومد؟ از طرفی پیامبر(ص) هم فرموده بودند : نگاه به نامحرم تیر زهر آلودی از تیرهای شیطان است. دلم می خواست به یک شکلی این تیر رو به سمت خود شیطان برگردونم که هم باعث ثواب بشه و هم باعث عاقبت بخیری زنان بد حجاب.

امام زمان

تا اینکه تصمیم گرفتم هر بار که ناخداگاه چشمم به خانم بد حجابی افتاد هم نگاهم رو ازش برگردونم و هم از طرف اون خانم یک صلوات بفرستم و هدیه کنم به خانم فاطمه زهرا (س) برای عاقبت بخیری اون خانم بدحجاب.

اینجوری هم من یک ثوابی می برم، هم اون خانم یک ثوابی می بره، هم برای عاقبت بخیریش کاری کرده بودم و هم اینکه تیر زهر آلود شیطان رو به سمت خودش برگردونده بودم.

حالا شما فکر کنین اگه همه آقایون اینکارو کنن اونوقت چی میشه؟؟؟

پ,ن : از وقتی که دارم اینکارو انجام میدم احساس خوبی بهم دست داده و حس رضایت دارم. شماهم امتحان کنین.

برگرفته از معبر سایبری فندرسک

 







برچسب ها:
علیرضا باغبانیان این مطلب را منتشر کرده